
اپیزود اول: زل آفتاب تابستان با 300 پرسشنامه تازه پرینت شده در دست و با گام هایی سریع به سمت خانه و این فکر که چگونه این همه پرسشنامه را برای پایان نامه فوق لیسانسش پر کند. دو دستش پر بود از پرسشنامه و بند کیفش هم که داشت از روی سر شانه اش می افتاد اما نمی توانست کاری انجام دهد ؛ باید پرسشنامه ها را زمین می گذاشت تا بند کیف را روی سرشانه جابجا می کرد؛ آخرش هم بند کیف، تاب نیاورد وقبل از اینکه او ب...
ادامه مطلب