
صحرای محشر شده است. انگار آخرالزمان است. مبهوت ماندهایم همه. دیگر نمیدانیم چه کنیم؟ به کجا فرار کنیم؟ چه کسی باور میکرد مرضی میآید که تمام دنیا را میگیرد و عزیزانمان را هم، فکر میکردیم هوا که گرم شود این مرض ، بارش را میبندد و میرود اما دیدیم که نه! بدتر شد و بدتر هم شدیم. هر روز عزیزانمان از پیر و جوان، زن و مرد و حتی کودک را تقدیم ضحاک ماربدوش کرونا می کنیم. خدا می داند امروز که زنده ایم فردا نوبت قربانی شدن کداممان در مسلخ کرونا باشد. ترس برمان داشته است حتی می ترسیم از کنار هم بگذریم. از ترس...
ادامه مطلب